ویلی شیرکلوند: «خانۀ شرقی رو به درون باز میشود. خانۀ غربی رو به بیرون باز میشود. خانۀ غربی خود را بهنمایش میگذارَد؛ همانگونه که زنهای غربی، بالکُنها، گُلدانها و آنتنهای تلویزیون. خانۀ شرقی تنها دیواری کور ...»
روی جلد "به سوی طبس" / نویسنده: ویلی شیرکلوند / برگردان: فرخنده نیکو و ناصر زراعتی / ناشر: خانه هنر و ادبیات گوتنبرگ
چندی پیش، دوستی برایم کتابی فرستاد. امر کرده بود که "حتماً" کتاب را بخوانم، چون "در نوع خودش کمنظیر است".
پیرایش جلد کتاب خیلی ساده است و برای کسانی مثل من که به رنگ و زرق وبرق امروزه عادت دارند، برانگیزاننده نیست. عنوان کتاب هم خیلی ساده انتخاب شده و نمیتوان از آن حدس زد که ویلی شیرکلوند چه آشی برای خواننده پخته است. به همین علت کتاب "کمنظیر" هفتهها روی میز تحریرم آرمیده بود و لااقل روزی یک بار دچار عذاب وجدانم میکرد.
بالاخره دست به سویش بردم ...
فرخنده نیکو
در نگاه نخست با هدف نویسندهی سوئدی آشنا میشوم: "به سوی طبس"، وصف مشاهدات او در سفرش به ایران است که در سال ۱۹۵۹ رخ داده.
شیرکلوند از راه شوروی به ایران سفر کرده است.
انگار دنبال بهانهای هستم که از خواندن دست بکشم؛ این پرسش ذهنم را مشغول میکند: چرا از مرز زمینی شوروی؟
شانه بالا میاندازم و به خواندن ادامه میدهم.
لحظه به لحظه علاقهام به خواندن بیشتر میشود.
پس از چند صفحه، دیگر میل ندارم کتاب را ببندم.
ناصر زراعتی