حسن كاظمى قمى، سفير جمهورى اسلامى ايران در عراق براى اولين مذاكره رسمى ايران با آمريكا تعيين شد. انتخاب او به عنوان نماينده ايران در تحول پراهميت در روابط دو كشور با چه هدفى صورت گرفته، و موضعگيرى خصمانهى رهبران حكومت ايران در قبال اين مذاكره چه نتيجهاى مىتواند به دنبال داشته باشد؟ گفتگوى مريم انصارى با دكتر هوشنگ اميراحمدى، استاد دانشگاه و رئيس شوراى ايرانيان و آمريكاييان.
دکتر هوشنگ امیر احمدی
دويچه وله: آقاى دكتر اميراحمدى چرا ايران بعد از ۲۷ سال كه وارد اولين دور مذاكره رسمى با آمريكا ميشود، آقاى حسن كاظمى قمى را براى اينكار انتخاب ميكند، فقط به اين دليل كه مذاكرات ظاهرا قرار است محدود به عراق شود و ايشان سفير ايران درعراق است؟
هوشنگ اميراحمدى: من فكر ميكنم دليل بيشترى دارد. البته اين هم يك دليل هست براى اينكه مذاكره كننده طرف آمريكا هم سفير آمريكا درعراق است. بنابراين ايران خواسته بگويد كه من هم دقيقا در همان سطح شما هستم. نكته مهمتر اينكه آقاى كاظمى قمى يك سابقه امنيتى، نظامى دارد. ايشان از نيروهاى قدس بود كه مدتى در هرات بود، بعد در لبنان بود، و بعد آمد در
عراق به عنوان شارژدافر بود و بعد شد سفير. ايشان ارتباطات بسيار تنگاتنگى با نيروهاى نظامى امنيتى هم در داخل كشور و هم نيروهايي كه در خارج از كشور با ايران كار ميكنند دارد. از جمله حزب الله، از جمله نيروهايى مثل صدر درعراق و ديگران. به همين دليل هم ايران خواسته يك نفرى را آنجا بگذارد كه از نظر امنيتى، نظامى هم درگير بوده، هم اطلاعات دارد، و هم اينكه اصولا از يك ديد امنيتى، نظامى به جريان مذاكرات نگاه ميكند، نه از ديد ديپلماسى.
دويچه وله: رهبران ايران از يك طرف پاى مذاكره رفتهاند، از طرف ديگر با شرط و شروط متفاوت پيشاپيش گفتهاند كه اين مذاكرات براى اتمام حجت با آمريكا است، خوب اين اتمام حجت كه خيلى پيش از اينها شده، پس هدف از اين گفتگو چيست؟
هوشنگ اميراحمدى: من صادقانه فكر ميكنم كه مقامهاى جمهورى اسلامى اهميت اين مذاكره و اينكه نتيجه اين مذاكره اگر به شكست كشيده شود، چه گرفتارىهايى براى ايران بوجود مىآورد را هنوز درك نكردهاند. آنها اين جريان را خيلى ساده برگزار مىكنند. همينكه جمهورى اسلامى قبول كرده بيايد سرميز مذاكره با آمريكا در رابطه با عراق، عملا اعتراف كرده كه در عراق نقش مهمى دارد، وگرنه چرا اصلا بايد مذاكره كند. اين اعتراف خود قدم اول است براى گرفتار شدن هرچه بيشتر ايران در اين جريان عراق، حالا اگر سرميز مذاكره بنشيند و اين مذاكره نتيجهاى براى آمريكا نداشته باشد، آمريكايىها اين گرفتارى در عراق را حتما به ايران منتقل مىكنند و در عراق هم يك تلهاى براى ايران ميسازند كه در سازمان ملل سر غنى سازى ساختند. جمهورى اسلامى هنوز هم اهميت اين حركت خودش را در رابطه با عراق با آمريكا درك نكرده. يا اگرهم كرده دارد به دليل مشكلات داخلى خودش و به دليل چند دستگىهاى درون حكومت اين بازى بزرگ جهانى منطقهاى را به يك شكلى دستخوش بازىهاى درونى قدرت ميكند و اين بسيار خطرناك است.
دويچه وله: از بازيهاى قدرت صحبت كرديد و اينكه آقاى حسن كاظمى قمى با مقتدى صدر رابطه دارد، آيا پيدا شدن ناگهانى صدر در كوفه ارتباطى با اين مذاكرات دارد؟
هوشنگ اميراحمدى: من مطمئنم كه اين طور است. به اين دليل كه آقاى كاظمى قمى با صدر ارتباطات تنگاتنگى دارد. ورود صدر در اين مقطع به عراق معنى دارد. اين كار احتمالا دو هدف دارد. يكى اينكه اين بهترين فرصت براى صدر بود كه وارد عراق شود، يعنى مطمئن ترين وقت برايش بود، براى اينكه آمريكايىها حالا كه دارند با ايران حرف مىزنند، احتمالا در اين مواقع به دوست ايران حملهاى نمىكنند. از آن طرف من فكر ميكنم كه جمهورى اسلامى با ورود صدر در اين موقع مىخواهد به شكلى به آمريكايىها بگويد كه در جريان مذاكره پشت سرش يك پشتيبانى نظامى راديكال خطرناكى هم وجود دارد كه اگر شما آمريكايى ها نخواهيد با ما ايرانى ها كناربياييد، آنوقت گرفتار افرداى مثل صدر خواهيد بود. من اميدوارم كه جمهورى اسلامى فقط روى مسايل امنيتى نظامى و در چهارچوب آن فكر نكند، اين يك مذاكره ديپلماتيك است. آقاى كاظمى قمى بايد يك ديپلمات برجسته و مطلع از مسايل جهانى كه با قوانين بينالمللى و سازمان ملل آشنايى داشته باشد، در كنارش بنشيند و مستقيما به او مشورت بدهد.