شکاف بین دید و رفتار آمر و لونا هر روز ژرفتر میشود. یک روز لونا از خواب برمیخیزد و میبیند که آمر مشغول نمازخواندن است... او در برابر واکنش شگفتزدهی لونا میگوید: «همهچیز به این دنیا ختم نمیشود. باید به فکر آن دنیا هم بود.» حالا این عاشق و معشوق سابق، در کنار هم، ولی در دو دنیای متفاوت زندگی میکنند. لونا به هر تلاشی دست میزند تا عشق پرشورش را نجات دهد. آیا در این کار موفق میشود؟...