1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه / حقوق

برزخی به نام ترکیه برای پناهجویان ایرانی

خانه محقر زوج جوانی که منتظر پاسخ تقاضای پناهندگی‌‌شان هستند

خانه محقر زوج جوانی که منتظر پاسخ تقاضای پناهندگی‌‌شان هستند

سارا و فریاد زوج ایرانی دیگری هستند که از یک سال پیش در آگری زندگی می‌کنند. فریاد ۳۴ ساله در جریان ناآرامی‌های پس از انتخابات دستگیر می‌شود. او تعریف می‌کند: «دنبال خواهرم می‌گشتند. ریختند توی خانه‌مان و من را بردند. بعد از سه روز شکنجه من را با قید ضمانت آزاد کردند. می‌خواستند که افراد دیگری را لو بدهم ولی من توانستم فرار کنم و همراه همسرم به صورت قاچاق آمدیم ترکیه. هنوز جای ضربه‌های باتوم روی پشتم بود. تعادل عضلانی نداشتم. گواهی پزشکی و عکس‌ها را دارم.»‎

سارا همسر فریاد، پنج ماهه باردار است. او که حال خوشی ندارد تعریف می‌کند که وقتی فهمید باردار است تصمیم گرفت سقط جنین کند اما هیچ‌پزشکی در شهر کوچک آگری حاضر به چنین کاری نشد. سارا به گواهی پزشک زنان، به مراقبت‌های ویژه نیاز دارد اما در آگری چنین امکاناتی فراهم نیست. در عوض پزشک سارا در آگرا به او توصیه کرده است که تنها در رختخواب بماند و استراحت کند. اما برای این زن جوان که در طول روز کاری به جز انتظار ندارد در رختخواب ماندن غیرقابل تحمل شده است.

همسر سارا، فریاد صبح زود از خانه بیرون می‌رود و دست‌کم روزی ۱۶ ساعت کار می‌کند. او در حمام دلاکی می‌کند و ماهی ۱۵۰ یورو درآمد دارد. بخش اعظم این پول هزنیه درمان پزشکی سارا می‌شود. فریاد درحالیکه عجله دارد زودتر به محل کارش برسد با صدای غمگینی می‌گوید:«شاید بهتر باشد که بمیریم و از این وضعیت راحت شویم!»

آنکارا آنسوی دریچه وان است. اما اینجا برای بسیاری از پناهجویان ایستگاه اخر است

آنکارا آنسوی دریچه وان است. اما اینجا برای بسیاری از پناهجویان ایستگاه آخر است