در آلمان تنها ۳ درصد مربیان مهدکودکها را مردان تشکیل میدهند. این مسئله باعث شده که پسران با کمبود الگوی مناسب رفتاری مواجهه شوند. یکی از پروژههای کاریابی پسران، آشنا کردن آنها با شغلهایی است که برچسب "زنانه" دارند.
هنگامی که از پسر بچهها در مورد شغل مورد علاقهشان سوأل میشود، معمولا آنها از شغلهای به اصطلاح مردانه مانند مکانیکی یا کارهایی که به کامپیوتر و همینطور ساخت و ساز موبوط هستند نام میبرند. اما حال در آلمان برنامهای در جهت راهنمایی و حمایت پسران طراحی شده که قرار است در قالب آن پسرها یاد بگیرند که شغلهای مانند معلمی و مربی مهدکودک نیز میتواند جالب باشد.
تجربه یک روزه در نقش مربی مهدکودک
در مدراس و مهدکودکهای آلمان به اندازه کافی الگوهای رفتاری برای پسران وجود ندارد. دورههای کارآموزی کوتاه مدت شاید بتواند کنجکاوی پسران را به این حرفهها برانگیزد.
"تئو" پسر دوازده سالهای است که برای آشنایی با کار مربیان و فضای مهدکودک یک روز را در مهدکودکی در شهر بن سپری میکند. او در میان کودکان ظریف و کوچک بیشتر شبیه بچهغولی میمانند که روز صندلی کوچکی نشسته است. او میخواهد کار روزانهای را که در یک مهدکودک انجام میشودتجربه کند.
بچهها پس از خوردن صبحانه و برانداز کردن تئو با نگاههای کنجکاو خود، کم کم خجالت را کنار میگذارند و میخواهند با تئو بازی کنند. تئو خود تعریف میکند:
«خیلی جالب بود. بعد از پنج دقیقه همه را میشناختم. پسرها بیشتر از من خوششان میآمد. دائما میخواستند بازی کنند و از سر و کول من بالا بروند. اما دخترها به ندرت پیش من میآمدند.»
تئو با بچهها کارت بازی میکند و در حین بازی، بچهها قوانین را برای او توضیح میدهند. او به طرق مختلف بچهها را سرگرم میکند. برای رسیدن به این هدف لازم نیست زیاد تلاش کند چون توانسته تنها در مدت یک روز فرد محبوب بچهها، به ویژه پسران شود. او میگوید:
«ما اول گروهی بازی کردیم. بعد باهم جزرچین (پازل) درست کردیم. هنگامی که نوبت به بازی در حیاط رسید، من شده بودم نردبان بچهها.»
مردان الگوی مناسبتری برای پسربچهها هستند
بچهها پس از گذشت مدتی کوتاه تئو را همبازی خود میدانستند، البته همبازی که خیلی بزرگ و قوی است و به آنها کولی میدهد. اینکه بچهها از حضور تئو استقبال میکنند اتفاقی بود که "مایکو میسوویایت"، یکی از مربیان این مهدکودک از قبل پیشبینی میکرد. او علاقه دارد که مربیان مرد نیز در مهدکودک حضور داشته باشند تا پسران از لحاظ روحی از جانب فردی که همجنس آنها است مورد حمایت بیشتری قرار بگیرند. چون پسران یک مربی مرد را بهتر میتوانند به عنوان الگوی رفتاری بپذیرند. مایکو هر روز تجربه میکند که پسران چگونه تلاش میکنند به طریقی تفاوت خود را نسبت به دختران نشان دهند. او توضیح میدهد:
«کمی قبل از ورود به مدرسه این مسئله با شدت بیشتری خود را بروز میدهد. یکی از علائم پسر بودن دوری از رنگهای "دخترانه" است. هنگام نقاشی و کاردستی درست کردن پسرها سعی میکنند از رنگهای صورتی، بنفش، قرمز و نارنجی استفاده نکنند. در عوض بیشتر رنگهای تیره بکار میبرند.»
انتخاب "رنگهای پسرانه" موضوعی است که پسران در مهدکودک از آن برای سربهسرگذاشتن همدیگر بهره میگیرند. از نظر آنها هر کس که رنگهایی مانند صورتی و بنفش استفاده کند دختر است. "مرد بودن" و "مردانه برخورد کردن" مسائلی هستند که برای پسران در دوران پیش از ورود به مدرسه اهمیت زیادی دارد و در شکلگیری شخصیت آنها نقش مهمی ایفا میکند. اما در آلمان تنها ۳ درصد از مربیان مهدکودکها مردان هستند. یکی از دلائل احتمالی عدم علاقه مردان به این شغل، درآمد پائین آن است. مربیان مهدکودک در سالهای اول کار خود ماهیانه حدود ۱۲۰۰ یورو دریافت میکنند. این مبلغ به ندرت افزایش مییابد. تنها کسانی که به رتبه مدیریت یک مهدکودک میرسند، درآمد بالاتری خواهند داشت.
پیشرفت شغلی و درآمد بالا مواردی هستند که تئو هنوز به آنها به طور جدی فکر نکرده است. اما به هر حال فضای مهدکوک برای او دلنشین بوده و خود میگوید که شاید دوباره به آنجا برگردد.
به دلیل تقسیمبندی کلیشهای شغلها به زنانه و مردانه، بسیاری از مردان جرأت نمیکنند که شغلی مانند مربی مهدکودک را برگزینند. طرز تفکر تئو شاید بتواند الگوی خوبی برای همکلاسیهایش باشد.
AZ/FW