1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

«از اقاقی تا ستاره»

«از اقاقی تا ستاره» نام سی دی جدید آرامیک موساخانیان نوازنده گیتار و ترانه‌سرای موسیقی پاپ ارمنی و فارسی مقیم تورنتوست. او تا به‌حال موفق به دریافت جوایز گوناگونی در فستیوال‌های مختلف موسیقی شده است.

آخرین جایزه‌ای که به موساخانیان تعلق گرفت در جشنواره موسیقی آسیای میانه و قفقاز بود. علاوه بر مضامین عاشقانه موضوع‌های اجتماعی نیز در ترانه‌های موساخانیان جای ویژه دارند.

... یادته، دلت می‏خواست پر بکشی / بری تا آخر قصه‏های خوب / نذاری خواب گل ‏و به‌هم زنند / آدمک‏های سراپا آشوب؟ / وقتی گم می‏شه تو رؤیا / حدیثی که ما می‏خوندیم / وقتی زندونه جای ما / واسه دردایی که گفتیم / بنویس ای همه خوبی / از ستاره‏های عاشق / که ننشستند و دویدند / پا به ‏پای هر شقایق....

دویچه‏وله: آقای موساخانیان، از آلبوم‌های جدیدی که در دست تهیه دارید برایمان بگویید.

آرامیک موساخانیان: در حال تهیه‏ی سه آلبوم ارمنی، ایرانی و انگلیسی هستم. آلبوم ارمنی با نام «به خاطر چشمان تو»، آلبوم فارسی «از اقاقی تا ستاره» نام دارد و برای آلبوم سوم که ترکیبی از آهنگ‏های اسپانیایی و انگلیسی است، هنوز اسمی انتخاب نکرده‏ایم. این آلبوم با خواننده‏هایی مانند آلوایور اویارسه، سرینا پاریس (Sarina Paris) و یکی دو خواننده‏ی دیگر که کارها مختلفی مانند رپ و هیپ‏پاپ می‏خوانند، کار شده است.

کدام‏یک از آن‏ها زودتر آماده پخش می‏شود؟

امید دارم که اولین آن آلبوم فارسی باشد. چون من با آلبوم ارمنی شروع کردم، سپس فارسی و ارمنی و الان نوبت آلبوم فارسی است.

کدام آلبوم‌ها منظورتان است؟

اولین آلبوم‏ام با نام «و اینک من‏ام» یک آلبوم ارمنی بود که موجب آشنایی ما با دوستانی در کشور ارمنستان شد. این دوستان کار تهیه و توزیع آلبوم فارسی من را به نام «غزل نگفته» بر عهده گرفتند. کار جالب و موفقی هم بود. پس از آن یک آلبوم ارمنی به نام «رویای ماندگار» همراه با یک آهنگ انگلیسی به نام is Christmas Time منتشر کردم. بعد از این سه آلبوم هم الان دارم روی آهنگ‏های فارسی‏ام کار می‏کنم.

آخرین سی‏دی شما موسیقی بدون کلام بود.

بله، آلبومی که چند ماه پیش به بازار آمده، فقط گیتار است و «نغمه‏های گم‏شده» نام دارد.

چرا اسم نغمه‏های گم‏شده را روی این آلبوم گذاشته‏اید؟

سؤال جالبی است و خیلی‏ها این سؤال را از من می‏پرسند. این آهنگ‏ها بیشتر شب‏ها، پیش از این که به خواب بروم، یا در خواب و یا هنگام رانندگی به ذهن‏ام می‏آیند. بعضی از این آهنگ‏ها را چون وقت نمی‏شود یادداشت‏شان کنم، فراموش می‏کنم. این آهنگ‏ها را به کودکانی که به دنیا نیامده‏اند، تشبیه کرده‏ام و به همین دلیل نام آلبوم را نغمه‏های گم‏شده نهاده‏ام و به این عزیزان هدیه کرده‏ام.

اشعار ترانه‌ها در آلبوم جدید از چه کسی است؟

در حال حاضر روی «از اقاقی تا ستاره» کار می‏کنم. از اقاقی تا ستاره اسم یکی از آهنگ‏ها است که شعر آن را دوست عزیزم آقای محمدعلی شکیبایی، شاعر مقیم آلمان، گفته است. از کارهای شعرای دیگری هم در این آلبوم هست. خانم نیلوفر از دوستان جدید نیز یکی دوتا شعر به من تقدیم کردند و همین‏طور آقای کامبیز میرزایی نیز شعر بسیار زیبایی در این آلبوم دارد.

آیا انتخاب نام «از اقاقی تا ستاره» هم برای سی‌دی جدید دلیل ویژه‌ای داشته؟

باید تمام شعر را از اول تا آخر خواند تا به علت آن پی برد. یکی از بندهای آن که تکرار می‏شود، می‏گوید:

«از اقاقی تا ستاره، تو بخوون تا من بخوونم

تو شبی که سرد و تاره، تو بمون تا من بمونم»

این را پسری به دختری می‏گوید که در زندان است. می‏توانم شعر را کمی برایتان بخوانم. دختر در زندان است و پسر برای او می‏خواند:

وقتی این دل تورو می‏خواست ببینه

تو همون کوچه‏ا‏ی که عاشق شده بود

قلب کوچه پر از آواز تو شد

دل من آیینه‏ی دق شده بود

یادته، دلت می‏خواست پر بکشی

بری تا آخر قصه‏های خوب

نذاری خواب گل‏و به هم زنند

آدمک‏های سراپا آشوب؟

وقتی گم می‏شه تو رؤیا

حدیثی که ما می‏خوندیم

وقتی زندونه جای ما

واسه دردایی که گفتیم،

بنویس ای همه خوبی

از ستاره‏های عاشق

که ننشستند و دویدند

پا به ‏پای هر شقایق

بنویس

دیگه نمونده نفسی واسه کبوتر

بنویس

از اون گلی که

جلو چشمات می‏شه پرپر

از اقاقی تا ستاره

تو بخون تا من بخونم

تو شبی که سرد و تاره

تو بمون تا من بمونم!

چه کارهای دیگری در این سی‏دی در نظر گرفته‏اید؟

آرامیک موساخانیان

اتفاقا چون کارهای مختلفی در این آلبوم هست، این اسم را برایش انتخاب کرده‏ایم؛ از زمین تا آسمان، آهنگ‏های شاد و همین‏طور آهنگ‏های جدی‏ در آن هستند.آهنگ‏های موفق قبلی مانند «مگه میشه» و «غزل نگفته» را بازسازی و با اجرای جدید خوانده‏ام. در همان حال و هوای آلبوم غزل نگفته است. شاید بیش از نیمی از آن آهنگ‏های جدی باشد و کمی هم به آهنگ‏های شاد پرداخته‏ایم.

شما از هنرمندان ارمنی ایرانی و در حال حاضر مقیم کانادا هستید. به سه زبان انگلیسی، فارسی و ارمنی نیز کار می‏کنید. کار با کدام زبان برایتان راحت‏تر است؟

من از ارامنه‏ی ایران هستم و در ایران بزرگ شده‏ام و چون در کشور ارمنستان نبوده‏ام، واقعیت این است که فارسی، هم خواندن‏اش و ادبیات‏اش برای‏ام راحت‏تر است. به هرحال در ایران بزرگ شده‏ام و تحصیل کرده‏ام. اما زبان ارمنی هم جزو خون ما است و کارهای ارمنی‏ هم همیشه دارم. این‌ها خیلی به دل من نزدیک هستند. چون این ترانه‏ها را حدود ۳۰ سال پیش ساخته‏ام و تا زمانی که ایران بودم، نتوانستم آن‏ها را ضبط کنم. در حال حاضر آن‏ها را یکی ‏یکی ضبط می‏کنم. یکی از آخرین آهنگ‏های ارمنی‏ای هم که ضبط کردم «برای چشمان تو» نام دارد. یک ترانه‏ی عاشقانه است که برای یک دختر ارمنی سروده شده و به او می‏گوید: چشمان تو زیباترین چشم‏ها هستند.

شما ترانه‌هایی را هم دارید که مضمون اجتماعی دارد. این‌ها در کدام آلبوم هستند؟

در آلبوم «از اقاقی تا ستاره» شاید سه یا چهار نمونه از این آهنگ‏ها باشد که یکی از آن‏ها خود ترانه‏ی از اقاقی تا ستاره است. ترانه‏ی «جنگل سوخته» هم داستان نویسنده‏ای است که از آزادی قلم می‏گوید. شعر بسیار زیبایی است با این مضمون که: امیدوارم کبوتر شعر من جایی زندانی نباشد، امیدوارم برای من آزادی باشد که بتوانم بنویسم، به خاطر دل تو.

آقای موساخانیان از کارها زیاد گفتیم. کمی هم از خودتان بگویید. کی موسیقی را شروع کردید؟ چگونه به کار ترانه‏خوانی و آهنگ‏سازی علاقه‏مند شدید و چند وقت است که در کانادا هستید؟

من از ۹ سالگی با گیتار کلاسیک شروع کردم. در جنوب ایران متولد شدم. اما با شروع جنگ به تهران آمدیم و آن‏جا پیش آقای کیوان میرهادی‏زاده آموزش گیتار کلاسیک دیدم. آهنگ‏سازی را نیز نزد آقای محمد رضا درویش کار کردم. سال ۱۹۹۹ هم به کانادا آمدم.

همیشه آهنگ‏سازی و ترانه‏سرایی کرده‏ام، اما اول ژانویه‏ی سال ۲۰۰۶ اولین سی‏دی‏ام را به بازار دادم. اول ژانویه جشن تولد من است و کار حرفه‏ای‏ام را هم از همان اول ژانویه شروع کردم.

تا به حال پنج سی‏دی و یک دی‏وی‏دی کنسرت زنده به بازار عرضه کرده‏ام. حدود شش یا هفت بار نیز برای دریافت جوایز مختلف کاندیدا شده‏ام.

به هرحال موسیقی چیزی است که با آن زندگی می‏کنم و شعر چیزی است که با آن تمام اوقات‏ام می‏گذرد. این است که نمی‏توانم از این موضوع هنری دست بردارم.

در ایران در رشته‏ی مهندسی شیمی تحصیل کرده‏ام و در کانادا نیز از مدیران یک کارخانه‏ی شیمیایی هستم؛ ولی همیشه در حال یادگیری موسیقی و شعر!

شیرین جزایری
تحریریه: مصطفی ملکان

گزارش های صوتی و تصویری مرتبط

از دیگر نوشته ها

صفحه ویژه دویچه وله فارسی