«از اقاقی تا ستاره» نام سی دی جدید آرامیک موساخانیان نوازنده گیتار و ترانهسرای موسیقی پاپ ارمنی و فارسی مقیم تورنتوست. او تا بهحال موفق به دریافت جوایز گوناگونی در فستیوالهای مختلف موسیقی شده است.
آخرین جایزهای که به موساخانیان تعلق گرفت در جشنواره موسیقی آسیای میانه و قفقاز بود. علاوه بر مضامین عاشقانه موضوعهای اجتماعی نیز در ترانههای موساخانیان جای ویژه دارند.
... یادته، دلت میخواست پر بکشی / بری تا آخر قصههای خوب / نذاری خواب گل و بههم زنند / آدمکهای سراپا آشوب؟ / وقتی گم میشه تو رؤیا / حدیثی که ما میخوندیم / وقتی زندونه جای ما / واسه دردایی که گفتیم / بنویس ای همه خوبی / از ستارههای عاشق / که ننشستند و دویدند / پا به پای هر شقایق....
دویچهوله: آقای موساخانیان، از آلبومهای جدیدی که در دست تهیه دارید برایمان بگویید.
آرامیک موساخانیان: در حال تهیهی سه آلبوم ارمنی، ایرانی و انگلیسی هستم. آلبوم ارمنی با نام «به خاطر چشمان تو»، آلبوم فارسی «از اقاقی تا ستاره» نام دارد و برای آلبوم سوم که ترکیبی از آهنگهای اسپانیایی و انگلیسی است، هنوز اسمی انتخاب نکردهایم. این آلبوم با خوانندههایی مانند آلوایور اویارسه، سرینا پاریس (Sarina Paris) و یکی دو خوانندهی دیگر که کارها مختلفی مانند رپ و هیپپاپ میخوانند، کار شده است.
کدامیک از آنها زودتر آماده پخش میشود؟
امید دارم که اولین آن آلبوم فارسی باشد. چون من با آلبوم ارمنی شروع کردم، سپس فارسی و ارمنی و الان نوبت آلبوم فارسی است.
کدام آلبومها منظورتان است؟
اولین آلبومام با نام «و اینک منام» یک آلبوم ارمنی بود که موجب آشنایی ما با دوستانی در کشور ارمنستان شد. این دوستان کار تهیه و توزیع آلبوم فارسی من را به نام «غزل نگفته» بر عهده گرفتند. کار جالب و موفقی هم بود. پس از آن یک آلبوم ارمنی به نام «رویای ماندگار» همراه با یک آهنگ انگلیسی به نام is Christmas Time منتشر کردم. بعد از این سه آلبوم هم الان دارم روی آهنگهای فارسیام کار میکنم.
آخرین سیدی شما موسیقی بدون کلام بود.
بله، آلبومی که چند ماه پیش به بازار آمده، فقط گیتار است و «نغمههای گمشده» نام دارد.
چرا اسم نغمههای گمشده را روی این آلبوم گذاشتهاید؟
سؤال جالبی است و خیلیها این سؤال را از من میپرسند. این آهنگها بیشتر شبها، پیش از این که به خواب بروم، یا در خواب و یا هنگام رانندگی به ذهنام میآیند. بعضی از این آهنگها را چون وقت نمیشود یادداشتشان کنم، فراموش میکنم. این آهنگها را به کودکانی که به دنیا نیامدهاند، تشبیه کردهام و به همین دلیل نام آلبوم را نغمههای گمشده نهادهام و به این عزیزان هدیه کردهام.
اشعار ترانهها در آلبوم جدید از چه کسی است؟
در حال حاضر روی «از اقاقی تا ستاره» کار میکنم. از اقاقی تا ستاره اسم یکی از آهنگها است که شعر آن را دوست عزیزم آقای محمدعلی شکیبایی، شاعر مقیم آلمان، گفته است. از کارهای شعرای دیگری هم در این آلبوم هست. خانم نیلوفر از دوستان جدید نیز یکی دوتا شعر به من تقدیم کردند و همینطور آقای کامبیز میرزایی نیز شعر بسیار زیبایی در این آلبوم دارد.
آیا انتخاب نام «از اقاقی تا ستاره» هم برای سیدی جدید دلیل ویژهای داشته؟
باید تمام شعر را از اول تا آخر خواند تا به علت آن پی برد. یکی از بندهای آن که تکرار میشود، میگوید:
«از اقاقی تا ستاره، تو بخوون تا من بخوونم
تو شبی که سرد و تاره، تو بمون تا من بمونم»
این را پسری به دختری میگوید که در زندان است. میتوانم شعر را کمی برایتان بخوانم. دختر در زندان است و پسر برای او میخواند:
وقتی این دل تورو میخواست ببینه
تو همون کوچهای که عاشق شده بود
قلب کوچه پر از آواز تو شد
دل من آیینهی دق شده بود
یادته، دلت میخواست پر بکشی
بری تا آخر قصههای خوب
نذاری خواب گلو به هم زنند
آدمکهای سراپا آشوب؟
وقتی گم میشه تو رؤیا
حدیثی که ما میخوندیم
وقتی زندونه جای ما
واسه دردایی که گفتیم،
بنویس ای همه خوبی
از ستارههای عاشق
که ننشستند و دویدند
پا به پای هر شقایق
بنویس
دیگه نمونده نفسی واسه کبوتر
بنویس
از اون گلی که
جلو چشمات میشه پرپر
از اقاقی تا ستاره
تو بخون تا من بخونم
تو شبی که سرد و تاره
تو بمون تا من بمونم!
چه کارهای دیگری در این سیدی در نظر گرفتهاید؟
آرامیک موساخانیان
اتفاقا چون کارهای مختلفی در این آلبوم هست، این اسم را برایش انتخاب کردهایم؛ از زمین تا آسمان، آهنگهای شاد و همینطور آهنگهای جدی در آن هستند.آهنگهای موفق قبلی مانند «مگه میشه» و «غزل نگفته» را بازسازی و با اجرای جدید خواندهام. در همان حال و هوای آلبوم غزل نگفته است. شاید بیش از نیمی از آن آهنگهای جدی باشد و کمی هم به آهنگهای شاد پرداختهایم.
شما از هنرمندان ارمنی ایرانی و در حال حاضر مقیم کانادا هستید. به سه زبان انگلیسی، فارسی و ارمنی نیز کار میکنید. کار با کدام زبان برایتان راحتتر است؟
من از ارامنهی ایران هستم و در ایران بزرگ شدهام و چون در کشور ارمنستان نبودهام، واقعیت این است که فارسی، هم خواندناش و ادبیاتاش برایام راحتتر است. به هرحال در ایران بزرگ شدهام و تحصیل کردهام. اما زبان ارمنی هم جزو خون ما است و کارهای ارمنی هم همیشه دارم. اینها خیلی به دل من نزدیک هستند. چون این ترانهها را حدود ۳۰ سال پیش ساختهام و تا زمانی که ایران بودم، نتوانستم آنها را ضبط کنم. در حال حاضر آنها را یکی یکی ضبط میکنم. یکی از آخرین آهنگهای ارمنیای هم که ضبط کردم «برای چشمان تو» نام دارد. یک ترانهی عاشقانه است که برای یک دختر ارمنی سروده شده و به او میگوید: چشمان تو زیباترین چشمها هستند.
شما ترانههایی را هم دارید که مضمون اجتماعی دارد. اینها در کدام آلبوم هستند؟
در آلبوم «از اقاقی تا ستاره» شاید سه یا چهار نمونه از این آهنگها باشد که یکی از آنها خود ترانهی از اقاقی تا ستاره است. ترانهی «جنگل سوخته» هم داستان نویسندهای است که از آزادی قلم میگوید. شعر بسیار زیبایی است با این مضمون که: امیدوارم کبوتر شعر من جایی زندانی نباشد، امیدوارم برای من آزادی باشد که بتوانم بنویسم، به خاطر دل تو.
آقای موساخانیان از کارها زیاد گفتیم. کمی هم از خودتان بگویید. کی موسیقی را شروع کردید؟ چگونه به کار ترانهخوانی و آهنگسازی علاقهمند شدید و چند وقت است که در کانادا هستید؟
من از ۹ سالگی با گیتار کلاسیک شروع کردم. در جنوب ایران متولد شدم. اما با شروع جنگ به تهران آمدیم و آنجا پیش آقای کیوان میرهادیزاده آموزش گیتار کلاسیک دیدم. آهنگسازی را نیز نزد آقای محمد رضا درویش کار کردم. سال ۱۹۹۹ هم به کانادا آمدم.
همیشه آهنگسازی و ترانهسرایی کردهام، اما اول ژانویهی سال ۲۰۰۶ اولین سیدیام را به بازار دادم. اول ژانویه جشن تولد من است و کار حرفهایام را هم از همان اول ژانویه شروع کردم.
تا به حال پنج سیدی و یک دیویدی کنسرت زنده به بازار عرضه کردهام. حدود شش یا هفت بار نیز برای دریافت جوایز مختلف کاندیدا شدهام.
به هرحال موسیقی چیزی است که با آن زندگی میکنم و شعر چیزی است که با آن تمام اوقاتام میگذرد. این است که نمیتوانم از این موضوع هنری دست بردارم.
در ایران در رشتهی مهندسی شیمی تحصیل کردهام و در کانادا نیز از مدیران یک کارخانهی شیمیایی هستم؛ ولی همیشه در حال یادگیری موسیقی و شعر!
شیرین جزایری
تحریریه: مصطفی ملکان