1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

ورزش

«مسئولان وزنه‌برداری راه قهرمانی را در دوپینگ می‌بینند»
گفت‌وگو با منوچهر برومند

رسوایی‌های اخیر در وزنه‌برداری ایران با افشای دوپینگ سعید علی حسینی و امید نائیج، ورزش سنتی ایران را متزلزل کرده است. گفت‌وگویی با منوچهر برومند قهرمان پرآوازه‌ی وزنه‌برداری ایران در باره علت این رسوایی‌ها.

منوچهر برومند، وزنه‌بردار قهرمان ایران در دهه‌ی ۱۳۴۰

منوچهر برومند، وزنه‌بردار قهرمان ایران در دهه‌ی ۱۳۴۰

آقای برومند، چرا وزنه‏برداری ایران به وضعیت امروز دچار شده است؟ چرا یک خبر رسوایی پس از دیگری؟ چرا افشای دوپینگ یک وزنه‏بردار ملی‏پوش ایرانی پس از دیگری؟ و چرا خبرهای عجیب و تعجب‏آور در مورد انتصاب مسئولین در کادر رهبری فدراسیون وزنه‏برداری ایران، این ورزش سنتی و دوست‏داشتنی ایرانیان را به زانو درآورده است؟

منوچهر برومند: شما از من می‏خواهید راجع به ورزشی که سال‏ها در آن زحمت کشیده‏ام و قهرمان آن بوده‏ام، صحبت کنم. می‏دانید که من عمرم را در این رشته گذرانده‏ام. ۱۲ سال عضو تیم ملی وزنه‏برداری ایران، هفت سال سرمربی تیم‏های ملی ایران و هم‏چنین اولین رییس فدراسیون وزنه‏برداری پس از پیروزی انقلاب بودم. عمر من در این رشته گذشته است. خواه‏ناخواه بعد از این همه سال، آدم تعصب دارد. بالاخره زحمت کشیده و کار کرده است.

آن‏چه که در دنیا معمول شد و به کشور ما هم کشیده شد، مساله‏ی دوپینگ است. متاسفانه این دارو و دوپینگ به وسیله‏ی یک مربی بلغاری به ورزش ما و رشته‏ی وزنه‏براری هم کشیده شد.

این مربی و خانم او که از تحصیل‏ کرده‏های بیوشیمی بود، بعد از کنار رفتن من، از سوی فدراسیون وزنه‏برداری ایران دعوت به کار شدند و به رشته‏ی‏ وزنه‏برداری آمدند که آن را بسازند. اما این آقای بلغاری و خانم‏اش، ورزش ما را متاسفانه گرفتار و آلوده کردند. این رشته‏ی ما به دارو و دوپینگ آلوده شد و مشکلاتی برای آن پیش آمد که باعث تاسف است.

انشاالله عزیزان، دوستان و آدم‏های باشرف و انسان بتوانند کاری کنند که این لکه‏ی ننگ را از این ورزش دور کنند.

سعید علی حسینی، ورزشکار وزنه‌بردار تیم ملی ایران و رسوایی‌های دوپینگی او

سعید علی حسینی، ورزشکار وزنه‌بردار تیم ملی ایران و رسوایی‌های دوپینگی او

آقای برومند، اگر به هر دو روی سکه نگاه کنیم، می‏بینیم که درست است که دارو و مواد دوپینگی را کسانی وارد وزنه‏برداری ایران کرده‏اند، اما از سوی دیگر خود وزنه‏بردارها و دیگر مسئولین فدراسیون وزنه‏برداری ایران نیز باید مقداری دوپینگ‏پذیر بوده باشند. وگرنه کار به این‏جاها نمی‏کشید. نظر شما چیست؟

بله، اشتباه این بوده که فدراسیون آن زمان نمی‏بایست بدون مطالعه و بدون اطلاع افرادی را بیاورد که نه تنها باعث افتخار مملکت نمی‏شوند، بلکه باعث ننگ می‏شوند. اما این اشتباهی بود که فدراسیون و مسئولین انجام دادند. این آقایان هم آمدند و وزنه‏برداری ما را مورد آزمایش‏ قرار دادند ومتاسفانه دوپینگ وسعت و گسترش پیدا کرد. الان هم تا ریشه‏کن نکنیم، تصفیه نکنیم و این کار را نابود نکنیم، به نتیجه‏ی مطلوب نخواهیم رسید.

شما چه راه حل کوتاه مدتی را برای از میان برداشتن این دردسر پیشنهاد می‏کنید؟

من سابقه‏ی ورزشی‏ام را گفتم و با فدراسیون هم در تماس هستم؛ متاسفانه بعضی از آقایانی که گاه گاه مسئولیت می‏گیرند و کار می‏کنند، به این نتیجه رسیده‏اند که ما بدون دوپینگ و دارو نمی‏توانیم به مقام قهرمانی برسیم. در این باره من با خود مسئولین برخورد کردم و متوجه شدم بعضی از دست‏اندرکاران و متخصصان این رشته و برخی از مسئولین آن به این نتیجه‏ی اشتباه رسیده‏اند که حتما باید دارو و دوپینگ باشد تا ما مقام قهرمان شویم.

مسئولین ورزشی ما باید کسانی را که چنین طرز فکر، روش و سابقه‏ی کاری را دارند، طرد کنند، مسئولیت را از آنان بگیرند و کار را به دست آدم‏های باوجدان و باشرف بسپارند؛ کسانی که انسان هستند و می‏خواهند سلامت ورزش را حفظ و خدمت کنند.

امید نائیج، وزنه‌بردار ایرانی متهم به کاربرد دوپینگ

امید نائیج، وزنه‌بردار ایرانی متهم به کاربرد دوپینگ

آقای برومند، هر عقل سلیمی می‏داند که در مسابقات بین‏المللی وزنه‏برداری همیشه تست دوپینگ انجام می‏گیرد. یعنی کسی که دوپینگی باشد، به قول معروف مچ‏اش گرفته می‏شود. چرا با این وجود، دوپینگ در وزنه‏برداری ایران در مسابقات بین‏المللی هم تا این حد رونق دارد؟

تا افرادی که اعتقادشان برای ورزش و قهرمانی، دوپینگ و دارو است طرد نشوند، این افتضاحات و آبروریزی خواهد بود. باید این ننگ را از ورزشی که اولین افتخارات را برای ورزش مملکت به ارمغان آورد و در قهرمانی و گرفتن مدال پیشتاز بوده است، پاک کرد. باید مسئولین اراده کنند، تصمیم بگیرند، تصفیه کنند و آدم‏های گرفتار و آلوده را از این ورزش دور کنند.

آیا این پند، نصیحت و گفته‏های شما در وضعیت امروز وزنه‏برداری ایران، در میان مسئولین ورزش ایران گوش شنوایی را پیدا کرده است؟

اگر گوش شنوا پیدا می‏کرد (با خنده)، ادامه‏ی دوپینگ طرد و نابود می‏شد. متاسفم!

اگر این حرف‏های منطقی، در جامعه‏ی ورزش ایران و در بین مقامات مسئول ورزش کشور گوش شنوایی را ندارند، پس ادامه‏ی فعالیت حرفه‏ای در ورزش ایران، فعالیت قهرمان‏گرایی در ورزش ایران دیگر چه معنایی دارد؟

چه باید بگویم؟! وقتی نگاه می‏کنیم و می‏بینیم که آلودگی دارو این ورزش و سابقه‏ی ورزشی ما را به راحتی نابود کرده و دارد نابود می‏کند و هنوز هم ادامه دارد، باعث تاسف است دیگر. من نمی‏دانم والله… به عنوان یک ورزشکار قدیمی و پیر چه‏کار کنم و چه بگویم.

وقتی آزمایشات دارد دوپینگ را نشان می‏دهد، اعلام می‏کنند و محروم می‏کنند، این دیگر نشانه‏ی انجام یک کار خلاف است. این خلاف را چه‏کار باید کرد؟ من نمی‏دانم. در این کار مانده‏ام.

دو رسوایی اخیر دوپینگ ایران، امید نائیج و سعید علی حسینی هستند؛ یکی از آن‏ها می‏گوید که آمپول دوپینگ را به زور به او تزریق کرده‏اند و دیگری هم می‏گوید که اصلا دوپینگ نکرده است. از سوی دیگر، فدراسیون جهانی وزنه‏برداری رسما اعلام می‏کند که تست دوپینگ این دو مثبت بوده است. کل مساله را چگونه ارزیابی می‏کنید؟

روز سه‏شنبه در یک میهمانی ناهار، با پیرمردان و پیش‏کسوتان ورزشی دور هم جمع بودیم. در یک روزنامه‏ی ورزشی خواندم که آقای علی حسینی − که پدرش عزیز حسینی از وزنه‏بردارهای زمان من بود و من افتخار استادی ایشان را داشتم − مصاحبه کرده، خود را پاک می‏داند و می‏گوید که آزمایش ادرار او را عوض کرده‏اند و مصرف این دارو به او مربوط نیست. حال باید چه کسی بررسی کند، چه کسی باید به این حقیقت برسد، خدا شاهد است که من مانده‏ام.

مساله‏ی دیگری که در جهان ورزش خیلی به ندرت دیده می‏شود، اتفاقی است که در کادر رهبری فدراسیون وزنه‏برداری ایران رخ داد. تنها دو روز پس از اخراج سرمربی تیم‏های ملی وزنه‏برداری ایران، حسین رضازاده، او به عنوان رییس جدید فدراسیون وزنه‏برداری ایران برگزیده می‏شود. شما به عنوان عضوی از خانواده‏ی وزنه‏بردارها کسی را دیده‏اید که از این مساله تعجب نکرده باشد؟

والله باید خندید عزیز دل من! (با خنده)

اتفافا تا پیش از ایشان، من عضو کمیته‏ی فنی فدراسیون بودم. کمیته‏ی فنی فدراسیون، کمیته‏ی تیم ملی مربیان را منحل می‏کند. یعنی ما در جلسه‏ای کمیته‏ی تیم ملی مربیان را منحل کردیم که در رأس آن‏، جناب آقای رضازاده بود. بعد از مدت کوتاهی، دیدیم که آقای افشارزاده ایشان را به جای خود، به عنوان سرپرست فدراسیون انتخاب می‏کند. این باعث تعجب است و نمی‏دانم چه باید بگویم.

من یادم نمی‏رود که اولین گروه ورزشکارانی که خدمت آقای خمینی رسیدیم، ما وزنه‏بردارها بودیم. دو ماه پس از آن که ایشان تشریف آوردند و هنوز در قم بودند، ما وزنه‏بردارها، مرحوم نامجو، همه‏ی پیش‏کسوتان قدیمی و قهرمانان روز به خدمت ایشان رسیدیم.

صحبت‏های آقای خمینی در این دیدار جالب بود و باعث تعجب ما شد. آقای خمینی گفتند: «من ورزشکار نیستم، ولی ورزشکارها را دوست دارم». بعد هم گفتند: «فرزندان من! سعی کنید قهرمان نباشید، پهلوان باشید».

وقتی پهلوان را تجزیه تحلیل کنید؛ یعنی سلامتی‏، درستی و انسان بودن مانند غلام‏رضا تختی که ۱۷ دی سالگردش بود. بعد از این همه سال وقتی با آقای مهدی‏زاده بر سر خاک مرحوم تختی رفتیم، برای خواندن فاتحه باید کلی آدم‏ها را کنار بزنم تا به سر خاک او برسم.

امروز ورزشکارانی هستند که تعداد مدال‏هایشان بسیار بیشتر از آقای تختی است، ولی چنین محبوبیتی که ایشان در میان مردم داشت و دارد را نمی‏بینیم.

همیشه گفته‏ام محبوبیت تختی به خاطر خصلت پهلوانی او است. اگر ما هم توانستیم در راستای پهلوانی و حقیقت و درستی باشیم، خدمت کرده‏ایم. وگرنه اگر بخواهیم با دنیایی که ممکن است در آن هزاران کلک و افتضاح باشد، راه بیفتیم، به این افتضاحی می‏کشد که امروز کشیده شده است.

مصاحبه‌گر: فرید اشرفیان

تحریریه: داود خدابخش

گزارش های صوتی و تصویری مرتبط

از دیگر نوشته ها