ساخت و تنظیم آهنگهای آلبوم "ایلوسیون" را "مزو ساوند استودیو" به مدیریت مهدی سوهانی برعهده داشته است. نوآوری مهدی سوهانی در این آلبوم بهرهگیری از هارمونی ارکستر برای بیان موسیقیایی اشعار پرتصویر نجفی است.
مهدی سوهانی
مهدی سوهانی، آهنگساز، تحصیلات خود را در رشته مهندسی صدا گذرانده است. وی در ایران دوره فراگیری تئوری موسیقی، هارمونی و کنت پوآن را دیده، از مؤسسان شرکت "مدیا هاوس کلن" و "مزو ساوند استودیو" است و بیش از هر چیز در تولید آلبوم خوانندههای آلمانی دست داشته است.
مهدی سوهانی در گفتوگو با دویچه وله درباره تجربه کار با شاهین نجفی و چگونگی ساختن موسیقی برای اشعار وی سخن میگوید.
دویچه وله: آقای سوهانی، لطفا از آشناییتان با آقای نجفی برای ما کمی تعریف کنید.
مهدی سوهانی: آشنایی من با شاهین نجفی به ضبط چند کار ایشان در استودیو برمیگردد. در واقع شاهین به ما از طریق یکی از دوستاناش معرفی شد. این آشنایی سپس به تولید آلبوم "ایلوسیون" انجامید که اولین آلبوم رسمی آقای نجفی است.
پس شما قبلاً با کارهای ایشان آشنایی داشتید. چه شد تصمیم گرفتید با ایشان کار کنید و آلبومی را بیرون بدهید؟
من قبلاً برخی کارهای آقای شاهین نجفی را شنیده بودم، مثل ترانهی «ما مرد نیستیم» را. شعرها، شعرهایی بسیار قوی هستند. اتفاقات دور و بر خوب دیده شده و بعد از طریق شاهین به خوبی به کلمه تبدیل شده است. این جور تصمیمگیری نشد که ما دنبال شاهین بگردیم و ایشان را پیدا بکنیم تا با هم کار کنیم. اتفاق تولید آلبوم "ایلوسیون" را من میتوانم به این شکل توضیح بدهم: شرکت ما بهعنوان شرکت تولیدکننده، چه موسیقی و چه کاور و چه مسایلی که مربوط به تکنیک این قضیه است، توسط آقای شاهین نجفی و خانم نینا انتصاری، مدیریت نشر پامس که تهیهکنندهی این آلبوم هستند، انتخاب شد.
بعد، جلسات زیادی را با آقای نجفی و خانم انتصاری وقت صرف کردیم تا ابتدا برای شروع کارمان متن شعرها را با جزییات دقیق داشته باشیم. چون تولید به این شکل انجام گرفت که بعد از توضیح آقای نجفی در مورد شعرها و بررسی سطر به سطری که ما روی آنها انجام دادیم، برای ما روشن شد که نمیشود به صورت خیلی ساده و معمول یک موسیقی برای همراهی این شعرها بسازیم و بعد روی آن صدای آقای نجفی بیاید، میکس و مسترینگ بشود و بیرون بیاید. چیزی که شعرها به ما نشان دادند این بود که سطر سطرشان تصویری را دربردارند و ما بنای ساخت و تنظیم آهنگها را براین گذاشتیم که این تصویرها را به صدا دربیاوریم و این جور نشود که فقط یک موسیقی جهت همراهی ساخته بشود.
کاور آلبوم "ایلوسیون"
شما از «ما» صحبت میکنید. در مورد این ما میتوانید توضیح بدهید؟
ما یک تیم هستیم. شرکت مجموعه افرادی را دارد که به صورت یک تیم این تولیدها را انجام میدهند؛ در واقع همان تیمی که کار آهنگسازی و تنظیم را انجام داده و تیم دوستانی که کار گرافیک را انجام دادند، فوتوشوتینگ برای عکسها و آن طرحی که روی آلبوم باید میآمد.
به هرحال کار به این شکل بود که ما آقای شاهین نجفی را داشتیم، بهعنوان شاعر کار و کسی که متنها را میخواند. در سمت دیگر شرکت پامس وجود داشته که تهیهکنندگی این کار را بهعهده گرفته و ضلع سوم هم شرکت ما بوده که تولید این کار را بهعهده گرفته است و این کارها به صورت مفرد و شخصی انجام نشده است.
درواقع تصوری که در مورد خیلی از کارها پیش میآید، اینکه یک نفر آهنگساز است، یک نفر شاعر است که میآید و میخواند و بعد ساخته میشود، به این سادگی اتفاق نیفتاده است. این آلبوم حاصل چندین ماه کار است که الان شما میتوانید ده تا آهنگ را در این سی دی گوش بدهید.
میتوانید بگویید تا به حال چه واکنشها و چه فیدبکهایی در مورد موسیقی این آلبوم داشتید؟
از صحبتهایی که آقای نجفی در مورد چگونگی فیدبک دوستداران موسیقیشان داشتهاند، میشود این گونه برداشت کرد که موسیقی در آلبوم "ایلوسیون" بسیار قوی تأثیر خودش را روی مخاطب گذاشته است. چون این خیلی مهم است که شعر و موسیقی هر دو برای به تصویرکشیدن منظور شاعر قدرت یکسانی داشته باشند، تا بشود آن اتفاقی را که باعث نوشته شدن این اشعار شده، از طریق صدا به مخاطب منتقل کرد.
گفتید زمان زیادی طول کشید تا این آلبوم تولید بشود. چه مدت زمان کار برده است؟
اگر از اولین روز بنای این کار بخواهیم بشمریم، باید چیزی حدود ۷ ماه برای تولید این مجموعه وقت در نظر بگیرید؛ یعنی میشود گفت از اولین روزی که با آقای نجفی صحبت شد که اصلاً چه شعرهایی انتخاب بشود، تا امروز که تولید تمام شده، پرس شده و مخاطب میتواند آن را تهیه بکند.
آقای سوهانی، شما موسیقی این آلبوم را ساختهاید. میتوانید در مورد چگونگی ساختن آهنگ برای شعرهای شاهین نجفی توضیحی بدهید؟
شعرهای آقای نجفی به ما نشان دادند که پر از تصویرند. ولی دشواری کار این بود که شعرهای آقای نجفی نمیگفتند که چگونه باید برایشان موسیقی ساخته بشود. چون در موسیقیهای قبلی، اگر بشنوید، آقای نجفی از موسیقیهایی استفاده کردهاند، نه موسیقیهایی که برایشان ساخته شده، بلکه موسیقیهایی که صرفا فقط جهت همراهی بودهاند. یعنی حتی گاهی اوقات آقای نجفی به من میگفتند که روی بعضی از پلیبکهایی که در دسترسشان بوده باید بتوانند سریع به مناسبتهایی که وجود داشت کاری بیرون بدهند، چون مخاطب دوست دارد چیزی بشنود. وقتی شما به آن موسیقیها گوش میدهید، که از پیش انتخاب شده و نه اینکه ساخته شده باشند، متوجه میشوید که آنها فقط شعر را همراهی میکنند و حتی جاهایی باعث میشوند که از ابهت شعر کاسته بشود، به دلیل اینکه با آن هماهنگی ندارد.
اما اتفاقی که در این آلبوم افتاد، این بود که شعرها به ما نشان دادند که پر از تصویرند و نمیشود خیلی ساده و به سرعت از کنارشان رد شد.
یک − اینکه اینها به تصویر کشیده بشود؛
دو − ما از سیستم ضبط و به نوعی هیپ پاپ بیرون نیاییم و
سه − در عین حال این همه اطلاعاتی که این شعر دارد کلمه به کلمه و پشت سر هم به مخاطب میدهد، یکجوری زیباتر به تصویر صوتی کشیده بشود.
این مشکل را چگونه حل کردید؟
فکر میکنم اگر من یک توضیح کلی در مورد ملودیها، موسیقی و به طور کلی آرانژمان این کار بدهم، تا حدودی روشن بشود که چه جوری این مشکل را کنار گذاشتیم یا اصلاً چه کار برایش کردیم.
مسئلهای که در موسیقی رپ وجود دارد، این است که شما خیلی تکرار میشنوید. یعنی شما اجازه ندارید زیاد با ملودیها و هارمونیها بازی کنید. شما اجازه ندارید از ملودی و هارمونی پیچیدهای استفاده بکنید. به دلیل این که فوکوس روی متن است و خیلی مهم است که صدا خوب شنیده بشود و تمام تمرکز شنونده باید به شعر و صدای خواننده معطوف شود. در نتیجه شما نمیتوانید زیاد آن زیر بازی انجام بدهید. نمیتوانید چیزهای نو مثل پاپ وارد کنید یا آکوردها عوض بشوند. این کارها را نمیتوانید بکنید.
ولی چیزی که خوشبختانه میتوانم بگویم در شعرهای آقای نجفی وجود دارد، این است که شما یک شعر را با تصویرهای فراوان و زیادی میبینید. و اگر شما راهش را پیدا بکنید که اینها را چه جوری به تصویر بکشید، یک مجموعه از اصوات زیبا دورهم چیده میشوند.
اما در مورد شیوهای که ما برای ساخت موسیقی این شعرها پیش گرفتیم: ما برای به صدا درآوردن این تصویرها به سراغ سازهای ارکستر سمفونیک رفتیم. از هارمونی موسیقایی که میان سازهای ارکستر سمفونیک میتوانستیم برقرار کنیم، استفاده کردیم تا بتوانیم در آهنگها، بنابه نیاز شعر، در هر جایی که لازم است ابهت، خشم، فقر، عشق، شرم، درماندگی یا ترحم را قابل شنیدن کنیم.
نکتهای که خیلی جالب میدانم بگویم، این است که اگر شما با دقت موسیقی را با شعرها دنبال کنید و روی سازبندی آهنگها همزمان با شعر دقت بشود، متوجهی رنگبندی صوتی میشوید که با بهرهگیری از آلات موسیقی ارکستر در آهنگها ساخته شده است. اگر اجازه بدهید کوتاه دوـ سه مثال میزنم که منظورم از این رنگبندی صوتی چیست.
شاهین نجفی
خواهش میکنم.
به طور مثال در آهنگ "طرف ما" آنجایی که آقای نجفی میخواند: «مثل یک مأمور با چکهای برگشتی و/ دست و پا زدن توی فقر و بدبختی» و الی آخر. ما آمدیم، برای نواختن ملودی ساده آن زیر، از ترومپت استفاده کردیم. ترومپت برای گوش مخاطب ما نمایانگر حزن و عزاست. و اتفاقهایی که شاهین آنجا دارد توی شعرش بیان میکند، چیزی نیست جز درماندگی. چیزی که برای آدم فقط میتواند تداعیگر حزن و عزا باشد و اتفاقهای بدی که دارد میافتد. این که حالا یک مأمور با چکهای برگشتی آنجاست و... تمام شرایطی که شما تحت فشارید و کاری نمیتوانید بکنید. در همین آهنگ جایی که شاهین میخواند «طرف ما فاحشه یک زن خونهداره/ جز این راه واسه شام شبش چاره نداره»، شما آن زیر دو ساز پیکولو و هارپ را میشنوید.
خب، اینجا برای به تصویرکشیدن ظرافت لگدشدهی یک زن از دو ساز استفاده شده است. در واقع این جوری میتوانم بگویم که سازهای پیکولو و هارپ را نماد آن زن قرار دادیم که زیر ضربههای ریتم تلاش میکند خودش را به نوعی از این وضعیت نجات بدهد. عنصر نجاتداده شده در موسیقی صدایی است که شما بتوانید آن را واضحتر از بقیه بشنوید. ولی شما صدای این هارپ و پیکولو را آنقدر واضح نمیتوانید بشنوید، چون زیر ریتم دارد فشرده میشود.
یا در آهنگ "...ـهامون"، که از سه نقطه استفاده شده، چون اسم نیست، بلکه چیزهای مشترکی است که ما داریم. البته دوستان مخاطب باید شعر را گوش بدهند و بعد متوجه میشوند چرا "...ـهامون". شاهین میخواند: «شکسته میروم و خاطرات سبز تورو/ به یادگار میبرم امشب خدا نگهدارت». اینجا از "خاطرات سبز" صحبت میکند. ملودی اصلی دارد توسط سازی به اسم «اوبوآ» نواخته میشود که این ساز در ارکستربندی رنگش سبز است. به طور مثال در موسیقی فیلم از این ساز وقتی استفاده میکنند که میخواهند فضایی را به رنگ سبز با موسیقی به صدا در بیاورند.
مثال دیگری بزنم. در آهنگ "حرف زن" جایی که شاهین میخواند «آره این زن خرد و شکسته همسرته/ آره این زنی که حالا نمیشناسی تو زنته»، اگر شما با دقت گوش بدهید، آن زیر صدای نالهگونهی یک مرد را یک کُر "تنور" را میشنوید. به طور ساده این سؤال پیش میآید که اینجا در مورد یک زن دارد صحبت میشود، پس چرا آن زیر صدای نالهی یک مرد میآید. ما در واقع با استفاده از این کُر این طور به تصویر کشیدهایم که این شرم یک مرد است. در واقع خواستهایم شرم یک مرد از وقایعی که دارد بازگو میشود را به تصویر بکشیم و شما در Refrain (برگردان، بند ترجیع) کار هم این شرم را میشنوید که مدام دارد تکرار میشود. من از به تصویرکشیده شدن در ساخت آهنگ میگویم. چون در واقع ما تلاش کردیم با سازها و صداها در این آلبوم نقاشی بکنیم.
مرسی. خیلی توضیح عالیای بود.
این مثالهایی که من زدم، مثالهای سادهای بود که هر کسی میتواند متوجه بشود. حتی اگر این سازها را به اسم نشناسد.
به نظر من ترانههای رپ این آلبوم یک فضا و هوای تازهای را القاء میکند. خودتان فکر میکنید چه دستاوردی این کار داشته است؟
چیزی که من فکر میکنم انجام دادیم و باید گفته بشود، به نظر من، حالا شاید دوستان این را قبول نداشته باشند، نه دوستانی که با ما در این پرودوکسیون (تولید) کار کردند، بلکه دوستانی که این حرف را میشنوند. ما یک جسارت به خرج دادیم که برداشتیم ریتم مدرن رپ را قاطی کردیم با سازهای ارکستر سمفونیک. شما خیلی از کارهای رپ را میشنوید که در آن پیانو و ویلون میآید. ولی اگر کسی دقیق گوش کند، هارمونیای برای اینها نوشته شده است، ویلون یک، ویلون دو، ویولا، ویولنسل، اینها با همدیگر هارمونی میزنند. اتفاقی که دقیقاً وقتی میافتد که شما موسیقی یک ارکستر سمفونی را گوش بدهید. نه این که فقط یک پیانو یا ویلون ملودیای را بزنند، بلکه هارمونینوشته شده است، چه بسا ساده. ما مجبور بودیم که ساده کار کنیم. و ساده به معنای وقت نداشتن نیست، به معنای این است که مجبور بودیم ارتباطی برقرار کنیم بین ریتم مدرن، سادگی موسیقی رپ برای بیان بهتر متن و همین طور زیباییای که شما میتوانید از هارمونی سازهای ارکستر استفاده کنید. حالا چقدر موفق شدیم، احتیاج به بحث فنی دارد و خیلی هم برای ما جالب است که زمانی پیش بیاید که بتوانیم در این مورد بحث کنیم.
این کار برای خودتان چه تجربهای بوده است؟
این پیش از هر چیز تجربهای بوده که مثل بقیه کارها شما یک سفارش را گرفتهاید و باید انجامش بدهید. اما چیزی که در این کار زیبا شد، این بود که ما آمدیم خطی را که خیلی معمول است شکستیم. برخلاف تولیدهایی که برای دوستان آلمانی انجام میدهیم و از یک چارچوب و ساختمانبندی دیگری برخوردار است، اینجا آمدیم کاری را انجام دادیم که فکر کردیم بهتر میتوانیم به تصویر بکشیم. جایی که شعر شاهین به یک ابهت احتیاج دارد، چیزی جز ساز ارکستر سمفونی نمیتواند آن را القاء بکند. این اتفاق افتاد. اول که این اتفاق میخواست بیفتد، نگرانیهایی هم بود. آقای نجفی به من میگفت چه طور میشود؟ این سازهای بادی که این قدر میکوبند و از لحاظ صوتی این قدر حجم دارند، اینها مزاحمتهایی برای متن بوجود نمیآورند؟ چیزی که در واقع ما میدیدیم اتفاق نمیافتد و فقط زیباتر میکند. سعی میکردیم این اطمینان را به آقای نجفی بدهیم. چون برای ایشان هم تجربهی جدیدی بود که اینجور تلفیقی انجام بشود.
واقعاً اینجا من دوست دارم این را بگویم که خیلی تیم خوبی بودیم. این دومین نکتهای بود که برای من در این تجربه خیلی جالب و دوستداشتنی بود. تیم ما که مسئولیت ساخت آهنگ و طرح و تهیهی کاور و اینجور چیزها را داشت باید میتوانست با خانم انتصاری به عنوان تهیهکننده و با شاهین به عنوان شاعر و خواننده به خوبی کار کند. به اضافه اینکه شما دارید تقریباً کاری را میکنید که به این صورت نشده و همهی این نظرات را بتوانید در ظرف چندماه همزمان با این که کارها دارد ساخته میشود و نمیشود وقتی تلف کرد، برسانید و موافقت بگیرید و خیلی همفکر، بدون هیچ مشکلی پیش بروید. چون میدانید که در کارهای تیمی همیشه مشکلاتی هست و خدا را شکر یکی از بهترین پرودوکسیونهایی بود که من دیدم همه چیز عالی جلو رفت. ما با کمال میل وقت میگذاشتیم، سر شعرها بحث میکردیم. آقای نجفی انتخابهای زیادی داشتند. شعرها را تغییر میدادند، شعرهای نو میآوردند. خیلی کشمکش زیبا و بدون تنشی بود. کار تیمی کردن بدون دردسر خیلی کم پیش میآید.
میتواند یک دلیلش هم این باشد که شما خودتان را به این شعرها نزدیک حس میکردید؟
منظورتان از نزدیک حس کردن را متوجه نمیشوم. اگر واضحتر برایم توضیح بدهید، شاید بتوانم جواب درستی بدهم.
به هر حال به خاطر ایرانی بودنتان و این که پنج سال است به اینجا آمدهاید، میشود حدس زد آن کلماتی که آقای نجفی برای بیان اوضاع به کار گرفته، برایتان ملموستر بوده است؟
شاید. من هیچ وقت این جوری بهش فکر نکردهام. شاید، چون ایرانی هستم و بازی با کلمات را زیاد دیدهام. ما در شعرهایمان همیشه این بازی را دیدهایم و وقتی کسی خیلی زیبا بتواند با کلمات بازی بکند، شما این را واضح میبینید. این بازی با کلمات که آقای نجفی انجام داده برای به تصویرکشیدن وقایع برای من جالب بود و قاعدتاً همین طور است. ما با کمال میل این پرودوکسیون را قبول کردیم، جدا از مسایل مالیاش، برای این که زیبا بود. مجموعه اتفاقاتی که در آن داشت رخ میداد زیبا بود، چه از لحاظ موسیقی، چه از لحاظ شعرها که از طریق آقای نجفی آماده شده بودند. میتوانم بگویم مجموعه زیبایی بود و امیدوارم همین زیبایی را توانسته باشیم به مخاطب هم انتقال بدهیم و مخاطب هم از این زیبایی لذت ببرد.
حتما توانستهاید.
مصاحبهگر: کیواندخت قهاری
تحریریه: رضا نیکجو