1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان و جهان

نظریه اسطوره جرمن ها واختراع ملت سازی ها

در مورد جرمن ها تا امروز معما هاي زيادي وجود دارد. بسياري از چيز هايي را كه ما فكر مي كنيم در مورد آن ها شناخت داريم، با واقعيت هاي تاريخي كمتر سروكار دارند. اين مساله دربسياري کشورها ازجمله افغانستان نيزصادق است.

نمایشگاه درباره ی واروس دراوسنابروک

نمایشگاه درباره ی واروس دراوسنابروک

همه دولت هاي جهان معاصر كه تعدادي زيادي از آن ها، مثل افغانستان دست كم از بيرون به عنوان ”دولت هاي ملي” تلقي مي شوند، يعني به همين عنوان در سازمان ملل متحد نمايندگان شان را دارند —به تعبير مورخ معروف هابسباوم داراي ”سنت هاي اختراعي”، هستند. اين سنت هاي اختراعي در واقع هيچ ربطي با واقعيت هاي تاريخي ندارند، بلكه اندكي پيش و يا بعد از پيدايش آن دولت ها ساخته شده اند و در آثار تاريخي رسمي به مثابه حقايق جاودانه، فراسوي وزمان ها و مكان ها درج و از طريق مكاتب و ديگر نهاد هاي آموزشي به همين عنوان پخش و اشاعه مي شوند. اسطوره ي ”جرمن ها” در آلمان از همين نوع ”سنت هاي ا ختراعي” است.

۲۰۰۰ سال پيش، جنگ واروس (Varusschlacht) به اشغال سرزمين جرمن ها از امپراتوري روم پايان داد. بزرگترين نمايشگاه باستان شناسي جمهوري فدرال آلمان در سالروز اين نبرد، ياد آور آن حادثه است. باستان شناسان در سه محل مي خواهند پاسخي به اين پرسش بيابند كه اين جنگ كجا و چگونه اتفاق افتاد و جرمن ها كه ها بوده اند.

در مورد جرمن ها تا امروز معما هاي زيادي وجود دارد. بسياري از چيز هايي را كه ما فكر مي كنيم در مورد آن ها شناخت داريم، با واقعيت هاي تاريخي كمتر سروكار دارند. اين مساله دربسياري کشورها ازجمله افغانستان نيزصادق است. اما زبينه دمشكي گزارشگردويچه وله به دنبال رد پاي جرمن ها افتاده است، تا الگوي باشد براي ديگرملت ها:

قتل و كشتار نبرد واروس سه روز ادامه يافت. در پايان، ۱۵۰۰۰ سرباز رومي هاكشته ويا به اسارت درآمدند. واروس (Varus) حکمران رومي كه نبرد به نام او مسما شده است، از فرط شرم خودكشي كرد. در اين نبرد، به اصطلاح ”بربر هاي وحشي” به امر ظاهراً ناممكني موفق شده بودند. آن ها توانستند ابر قدرت رومي، مجهز به سلاح هاي سنگين را از "ايالات گرمانيا" كه مي توان آن را به زبان فارسي به "جرمنستان" ترجمه كرد، عقب زنند. باوجود آن، از ديد ميشايل سلي (Michael Zelle)، مورخ و باستان شناس نمي توان از يك ”نقطه آغاز تاريخ آلماني” ”Urknall der deutschen Geschichte” سخن به ميان آورد:”از چنين چيزي تنها به اين دليل نمي توان سخن گفت، چون كه جرمن ها آلماني نيستند ... بنابراين در واقعيت امر اين ”نقطه آغاز تاريخ آلماني” نمي تواند هرگز وجود داشته باشد.”

اما پس اين جرمن ها كي ها بودند؟

به هرصورت اين مردمان خود، خويشتن را هرگز با نام جرمن ها ياد نمي کردند. نام ”جرمن ها” از طرف جوليوس سزار، رهبر جنگي رومي ها به آن ها داده شده است. او به سادگي قبايل طرف چپ درياي ”راين”، به نام ”كيلتي ها” ياد مي كرد و قبايل طرف راست درياي ”راين” را ”جرمن ها” مي ناميد. بنابراين دست كم در زمان نبرد وارسو در ۲۰۰۰ سال پيش نمي توان اصلاً از يك خلق واحد سخن گفت. ميشايل سلي (Michael Zelle)، مورخ و باستان شناس در باره ي ساختار سياسي و اجتماعي اين قبايل مي گويد: ”اين همان چيزي است كه رومي ها با آن مواجه بودند. آنان داراي ساختار هاي محکم سياسي نبودند، بلكه آنان متشكل از نوعي واحد ها و گروه هاي متحد موقتي بودند وهمين امر براي رومي هامشكل ايجاد مي كرد تا بر اين گروه ها مسلط شوند. اگر آنان كسي را در اين جا مي داشتند كه بر پنج روستا فرمان روايي كند، اما در فاصله ي ده كيلومتري درروستاي ديگرنظر كاملاً ديگري داشت.”

در آن زمان هر روستا کاملاً به تنهايي نياز هاي شان را رفع مي کردند. در ميان آن ها نه مبادلۀ تجاري وجود داشت و نه رسم نوشتاري. آنان هميشه عليه همديگر در برخورد و جنگ مشغول بودند. جاي تعجب است که چيروسکر ارمينيوس (Cherusker Arminius) موفق شد تا اين قبايل متخاصم را وحدت بخشيده و آن ها را به حمله بر واحد هاي نظامي رومي ها ترغيب کند.

در فيلم کميدي سينمايي به نام "جنگ هرمان" (Die Hermannsschlacht) از سال 1995، ارمينيوس (Arminius)، قهرمان جرمن ها، با جامه ي پوستين و کلاه آهنين شاخدار ظاهر مي شود. اما اين که دقيقاً سيماي او چگونه بود، امروز کسي دقيقاً نمي داند. اما به هرصورت اين روشن است که ارمينيوس نه کلاه آهنين به سرداشت و نه زره پوش بود. زماني که قبايل "جرمن" ها به جنگ مي پرداختند، فقط با نيزه، تبر هاي جنگي و شمشير مسلح مي شدند.

بزرگي و قد و اندام قوي، رنگ پوست بلوند و چشمان آبي - تصويري که از سيمايي آنان رايج است، همين طور در حوزه اسطوره مي گنجد و با واقعيت ربطي ندارد. دقيقاً فکر يک خلق و اتنيک يکسان، همگون و خالص نيز براي بار اول از طرف تاسيتوس (Tacitus) مورخ مشهور رومي، 98 سال پس از ميلاد مسيح رواج يافت.

ميشايل سلي (Michael Zelle)، مورخ و باستان شناس نامبرده در اين باره مي گويد: " از آن جاي که ما اصلاً نمي دانيم که آيا جرمن ها يک اتنيک واحد بوده اند، اين بسيار جاي شک و ترديد است، چنانچه در رايش سوم، نازي ها ادعا مي کردند که که جرمن ها از نسل آريايي بوده اند و هرگز خود را با ديگر اقوام خلط نکرده اند. اين ادعاي است که مورخ رومي تاسيتوس آن را ساخته است و بعد رواج يافته است تا بر ويژگي آلماني ها تاکيد شود و بعد همين فکر در جنون راسيستي رايش سوم خاتمه يافت."

بعد از بيرون شدن رومي ها، جرمن ها به دو بخش تقسيم شدند. در طرف چپ درياي راين توسعه تمدن رومي ادامه يافت، اما نه در جانب راست آن.

آن ها از طريق روابط تجاري باهم در رابطه بودند، در ميان همديگر ازدواج مي کردند؛ اما آنان در قرون وسطي به هيچ وجه به "ميراث جرمن" هاي شان افتخار نمي کردند، بلکه در مجموع به اين افتخار مي کردند که به "امپراتوري مقدس رومي آلماني" که کشور هاي زياد امروزي اروپا را احتوا مي کرد، تعلق دارند.

دمشکه/ مبلغ

ويراستار: ياسر

DW.DE

More on this topic