باز هم دادگاه. باز هم یک پرونده. متهم: نویسنده. اتهام: خلق شخصیتهای داستانی با گویش لُری. و اعتراضهای بسیار به محاکمه؟ خیر. اینبار از اعتراضهای گسترده خبری نیست. چرا؟ وبلاگنویسان پاسخ میدهند:
دادگاه رسیدگی به پروندهی یعقوب یادعلی اول اردیبهشت ماه در دادگاه جزایی یاسوج برگزار شد. یادعلی نویسندهی رمان "آداب بیقراری" است که به اتهام "نشر اکاذیب، توهین به قوم لرو افترا به قصد تشویش اذهان عمومی" به واسطهی بخشهایی از رمان یادشده در اسفند ماه بازدداشت شد. "آداب بیقراری" رمانیست که با مجوز رسمی وزارت ارشاد منتشر شده و به چاپ دوم هم رسیده است. این رمان برای نویسندهی خود جایزه ادبی "یلدا" و "بنیاد گلشیری" را به ارمغان آورده است.
این نخستین بار در تاریخ ادبی ایران است که نویسندهای به دلیل داستانهایش بازداشت میشود و به دلیل رفتار و سخنان شخصیتهای خیالی داستانش پای میز محاکمه مینشیند.
"پسرهی بیریخت شهرستانی" و دو جایزهی ادبی
وبلاگ "هنوز" مینویسد: «بالاخره این شخصیت به زبانی باید حرف می زد... من فکر میکنم این کاری که با یعقوب میکنند توهین بزرگتری است به قوم شریف لر .»
آشنایی "خوابگرد" با یار علی برمیگردد به سالها پیش. "خوابگرد" در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۸۱ مینویسد: «کسی پرسید اصلا این پسرهی بیریخت شهرستانی کیه که تونسته به عنوان نویسندهی برتر امسال این مملکت معرفی بشه؟ یادعلی رو من از نزدیک میشناسم ، از دوران نوجوونی. ...امروز در مراسم محقرانهی اعلام برگزیدگان برندگان ادبیات داستانی سال از سوی داوران مطبوعات ، مجموعه داستان کوتاه "احتمال پرسه و شوخی" نوشتهی یعقوب یادعلی به عنوان بهترین مجموعه اعلام شد...با این حساب پیشبینی من به هنگام انتشار کتاب ... درست از آب درآمد. یادعلی به نظر من یک نابغه ی نصفه و نیمه در میان داستان نویسان جوان است . تا به حال او همه ی زندگی اش را وقف این کار کرده و فارغ از پیچ وخم روابط درست یا نادرست فضای ادبی کشور در بیغوله ای به نام یاسوج ، سال هاست که کار خودش را می کند ... ولی مطمئنم وقتی این اتفاق افتاد یک اتفاق دیگر در رمان این کشور خواهد افتاد...اگر باور نمی کنید ، منتظر بمانید ......» و به این ترتیب بار دیگر پیشبینی "خوابگرد" درست از آب درآمد و رمان "آداب بیقراری" یادعلی موفق به دریافت جایزهی ادبی "بنیاد گلشیری" شد.
تقریباً ۵ سال از آن نوشته میگذرد و "خوابگرد" هنوز از یادعلی مینویسد. این بار اما نه پیشبینی جایزهای دیگر که محاکمهای ناباورانه: «اکنون نیز برای نخستین بار در تاریخ ادبی ایران است که یک داستاننویس به دلیل داستانهایش قرار است پای میز محاکمه بنشیند و احتمالاً و خدایناکرده به خاطر فلان حرفِ فلان شخصیتِ خیالیِ رماناش مجازات شود.»
شخصیتهایی از مریخ و ونوس
"خورشید خانم" مینویسد: « شما ببخشین بر یادعلی که نخواسته از عالم هپروت بنویسه و یک مکان جغرافیایی هم داده به کتابش... اگر الان هیچ چی نگین و سکوت کنین، اونوقت احتمالا چارهای ندارین جز اینکه در کتاب های بعدیتون اول یک صیغه محرمیت بین شخصیت های داستانتون بخونین تا بعد داستانتون رو روایت کنین! و البته شخصیت های کتابتون رو هم از مریخ و ونوس و ماداگاسکار بیارین.»
کار نویسنده چیزی جز "نشر اکاذیب" نیست!
امیر احمدی آریان در سایت "رخداد" با اشاره به این مطلب که کار نویسنده "اصولاً غیر از "نشر اکاذیب" چیز دیگری نیست" مینویسد: « خندهدار است اگر نویسنده را به این جرم دستگیر کنیم. در این صورت تمام کسانی که در عمرشان یک سطر داستان منتشر کردهاند، همین اتهام "نشر اکاذیب" در مورد آنان نیز صدق میکند.»
آهای وبلاگ نویسان، عروسی هدیه تهرانی مهمتر است یا یارعلی؟
اما بسیاری از اهالی وبلاگستان معتقدند که یار علی تنها مانده است. نه شخصیتهای داستانش به یاری او آمدهاند و نه خوانندگان آثارش. "هنوز" مینویسد: «راستی چرا از میان این همه آدمی که این روزها نگران آزادی بیان بودند ، کسی حالا نگران نیست. » و این پرسشی است که بسیاری از وبلاگ نویسها مطرح کردهاند.