1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

نما و صدا

سینمای هند و مردم افغانستان

مردی به نام "دادا صاحب فالکی" اولین کارگردانی بود که فلم بلند داستانی هندی را به نام "راجا هاریش چندرا" ساخت. او در سال 1913 آن فلم را قریه به قریه به نمایش برد و از موفقیت چشمگیری برخوردار گردید.

پس از آن دادا صاحب نامش زبانزد همه شد و لقب پدر سینمای هند را گرفت.

در سال 1920 که هنوز سینما به عنوان هنری تازه، پایش به بسیاری از کشورهای جهان نرسیده بود، کشور هند سالانه بیشتر از سی فلم تولید می کرد و روانه بازار می ساخت. در سال های 1930 با ظهور سینمای ناطق تولیدات سالانه سینمای هند از دو صد فلم نیز فراتر رفت.

اولین فیلم ناطق سینمای هند "عالم آرا" به زبان اردو درسال 1931  ساخته شد و آهنگ و موسیقی را به صورت دوامداری وارد سینمای هند کرد. آن فلم با گفتگوهایی به زبان هندی و هفت آهنگش، نمونه و الگویی برای آینده سینمای هند شد و اکثریت فلم های سینمایی آن کشور آن را سرمشق خود قرار دادند. رواج سریع سینمای صوتی در زمانی که بعضی سینماگران مشهور بر ضد آن تحول جدید مقاومت می کردند، در تمام شبه قاره هند به تمام زبان های متعدد آن کشور، مایه تعجب است. در حال حاضر کشور هند دارای بیشتر از 13 هزار تالار سینما می باشد و با وجود پیشرفت تلویزیون، هر روزه در حدود سی میلیون تماشاچی به دیدن فلم های هندی می روند. هنوز هم سالون های قدیمی سینمای سال های 1930 در آن کشور پا بر جاست.

جشنواره بین المللی فلم "کن" در سال 1947  برای اولین بار یکی از ساخته های "ستیا جیت رای" کارگردان بنگالی را انتخاب کرد. در دهه پنجاه، فلم دیگری از او در همین فستیوال جایزه هیات داوری را نصیب گردید. با به روی پرده رفتن "پتر پنچالی" اثر معروف او، سینمای هند به یک موفقیت نسبی بین المللی دست یافت. انقلاب بزرگ سینمای هند با ظهور "راچ کپور" در همان سال ها آغاز گردید. فلم "آواره" که به تقلید از فلم خانه به دوش چارلی چاپلین ساخته شده بود، شهرت سینمای هند را از فراتر از مرزهای آن کشور برد.

هند در حال حاضر با تهیه بیش از 1200 فلم در سال، در شمار بزرگترین تولید کنندگان فلم در جهان می باشد. فلم های هندی به نوع قابل توجهی از هر نوع فلم تولیدی کشورهای دیگر متمایز است. بسیاری از فلم ها به نوع "ملودراماتیک" ساخته شده و طول شان در حدود سه ساعت است. این سبک هنری که از تیاتر قرن نوزده برای سینما به ارث رسیده است، با  تشدید احساسات، گفتگوهای پر تمطراق، و فراز و نشیب های داستانی زیاد، ماجراهای باور نکردنی را بر روی صحنه می آورد. بین لحظات خوشی و اظطراب تفاوت های زیادی را به نمایش می گذارد. گاهی باور نکردنی ترین راه های حل، منجر به پیروزی قهرمانان فلم می گردند. ملودرام که بر محور افراط بصری می چرخد، عموما اختلافات و درگیری ها بین آدم هایی متعلق به طبقه های مختلف جامعه را بر روی صحنه می آورد. پارچه های متعدد موسیقی حالت روحی شخصیت های فلم را عموما به صورت مبالغه آمیزی ترسیم می کند.

گرچه طول فلم های هندی دراز است، اما باز هم سینمای آن کشور به عنوان رقیب سرسختی برای سینمای هالیوود عرض اندام کرده است. در سال های اخیر با موجودیت بیشتر از 3.6 میلیارد تماشاچی، گوی سبقت را از رقیبش برده است. سینمای امریکا در حدود یک میلیارد کمتر مشتری دارد.

همایون کریمپور، نویسنده این مطلب

همایون کریمپور، نویسنده این مطلب

حضور هنرپیشه های مرد و زن (اکتورها و اکتریس) نیک صورت و خوش اندام، موجودیت صحنه های نسبتا آزاد، پرداخت به موضوعات عشقی، مشکلات طبقاتی و دردسرهای اجتماعی به صورت شتابزده و بدون دردسر، تا اندازه ای در افسون بینندگان نقش مهمی بازی می کند.

موسیقی نقش مهمی را در سینمای هند به عهده گرفته و به عنوان یک پشتوانه روایتی با فلمنامه مزج شده و اشتراک بینندگان را در سینمایی که مانند جشن بزرگی برای چشمان و احساسات و تاثرات است ساده می سازد.

شهرت سینمای هند با وجود بزرگترین صنعت سینمایی در دنیا شهرتی است قابل بحث. بینندگان پر شور تالارهای سینما را اشغال می کنند تا با تماشای فلم های خیلی دور از واقعیت های دردناک اجتماعی، مشکلات و مصایب زندگی روزمره شان را از یاد ببرند. به این صورت سینما در تقویه قوای حاکم سهم بزرگی می گیرد. در بین تعداد کثیر فلم های تولیدی به ندرت می توان شهکاری را سراغ کرد. بعضی ها معتقدند که در طول ده سال اخیر، فقط  در حدود ده فلم هندی را می شود به شمار فلم های واقعآ خوب حساب کرد. بقیه همه معجونی از صحنه های تفریحی منفردی اند که بدون یک بافت داستانی عمیق قانع کننده، پهلوی هم چیده شده اند.

کارشناسان انحطاط سینمای هند را مربوط به مسایلی می دانند که قابل فهم اند: سینمای هند در کل توسط چند خانواده بزرگی چون فامیل اختر اعظمی، فامیل آنند، فامیل بابر، فامیل بچچن، فامیل برجاتیا، فامیل چوپره جوهر، فامیل دت، فامیل کهنا، فامیل موکیش، فامیل خان روشان، فامیل کپور، فامیل آنند و... کنترل می شود که بیشتر فرزندان آنها با خود پسندی زیاد، آرزومند آن نیستند تا خود و خانواده خود را مورد سوال قرار دهند. نقش های مهم و خوب در همه امور فلم سازی بین اهل خانواده تقسیم می گردد، و چوکی های مهم و حساس به وارث های آنان تعلق می گیرد. هیچ کسی مایل نیست تا نسخه های کار آزموده و تکراری سینمایی را که در جلب مشتری امتحانشان را داده اند، عوض کرده در پی نو آوری گردد.

به این ترتیب، حکومت مشتی از ثروتمندان و وزن زیادشان در تعیین سرنوشت سینمای هند، مانع تحول این هنر می گردد. به عنوان مثال ابهیشک باچچن، پسر امیتا باچچن، که گروهی او را بازیگر متوسطی تلقی می کنند، نمونه ای از این تاثیر منفی در سینمای هند است. بعضی ها ادعا دارند که مافیای هند نقش مهمی در تمویل فلم های بالیوود داشته و با تهیه فلم، می کوشند تا نمای خارجی قابل احترامی از خود ارائه بدهند. بعضی از هنرپیشه ها با وضاحت تمام با داشتن روابط نزدیک با مافیا  بر خود می بالند و در گرفتن نقش های خوب از آن گروه کمک می خواهند.

در پهلوی این مسایل، عدم موجودیت آزادی بیان و مردمی که بیشتر از قانون محافظه کارترند، سینماگران را بسیار محتاط به بار آورده است. همه فکر می کنند که طرح مسایل داغ روز و سوژه های اجتماعی خالی از خطر نیست. فلم "جمعه سیاه" که در مورد سو قصدهایی در بمبئی ساخته شده بود، سال ها در بند سانسور و قیود دولتی از پخش باز ماند. در زمانی که همه از درگیری با قانون می گریزند، طغیان و تمرد از پرده ها گم شده اند.

نمایش رنگ و نور که کارگردانان هندی توسط آن کشور شان را به کشور رنگ ها شهرت داده اند، با هرج و مرج و زنندگی واقعیت های هند در تضاد است.

از نگاه بعضی از بینندگان، کشور هند مشهور به ساختن فلم هایی است که از بعضی جهات نابالغ و کم اهمیت هستند؛ سینمایی کاملا تفریحی و تفننی. سینمایی که توسط نقادان غربی مورد تمسخر قرار می گرفت و مبتذل شمرده می شد. حتی هندوستانی های غربزده نیز در این تمسخر سهم می گیرند، اما گاهی برای دیدن تازه ترین فلم ها از بازار سیاه تکت ها را شش الی هفت چند گرانتر از قیمت رسمی می خرند. تنها نامی که موجب افتخارشان است نام "ستیا جیت رای" است و بس. اما ظاهرا این وضع در حال تحول است. سینمای هند با حفظ خصیصه های ملی اش با معیارهای سینمای جهانی نزدیکتر شده و طرفداران روز افزونی در تمام کشورهای دنیا پیدا کرده است. از طریق سینما، موسیقی هند راهش را به سوی جهان غرب باز کرده است. آوازخوانان مشهور غربی، گاهی در ساختن کلیپ هایشان از فلم ها و رقص های هندی الهام می گیرند. حتی در موسیقی بعضی از گروپ ها، تاثیر  میلودی های هندی گونه با همراهی آلات موسیقی هندی به چشم می خورد.

در کشور ما، در سال های قبل از جنگ، طنین آهنگ های هندی با آوازهای گیرای رفیع و لتا منگیشکرو کیشور و موکیش، فضای مرکز شهر کابل را لبریز می ساخت. از مهمانخانه ها صدای موسیقی هندی می آمد. بایسکل سواران آهنگ های هندی را با اندکی تغییر زیر لب زمزمه می کردند. در بس های شهری، آهنگ های هندی فاصله های دور را کوتاه می ساخت. آوازخوانان ما از کمپوز آهنگ های فلمی هندی استفاده می کردند. ریکاردهای فروخته شده با یک فیصدی زیاد هندی بودند. بر در و دیوار پوسترهای هندی نصب می شد. تصویرهایی از ستارگان زیبای هندی در قاب هایی بر دیوار رستوران ها آویزان می گردید. جوانان عکس های ستارگان را از مجلات قیچی کرده، قاب می گرفتند. در  پر ازدحام ترین رستوران ها آوازهای جدید و قدیمی هندی بلند می بود. کسانی که حتی به اردو آشنایی نداشتند، مجله های سینمای هند را می خریدند و فقط با نگاه کردن عکس های هنرپیشگان دل خوش می کردند.

اگر ستاره ای به کابل می آمد، خرد و بزرگ به دیدنش سر می شکست. رادیوها آهنگ هندی می گذاشتند. بچه های کوچک به تقلید از زد و خوردهای افراط آمیز صحنه های جنگی، به روی همدیگر شمشیرساختگی و پنجه بوکس می کشیدند و به هم دیگر نام مسخره های فلم های هندی و یا بدمعاش های آن را می دادند. دلدادگان جوان شباهت هایی بین شخص مورد علاقه خود و ستارگان هندی می جستند. آخرهای هفته، سینماها پر ازدحام می شد. جوانان سرو وضع خویش را با دقت می آراستند و عشق های بی درمان شان را با شنیدن خواندن های رومانتیک تسلی می بخشیدند. دیدن دوامدار جنس مخالف در زیر یک سقف تنها در تالار سینماها میسر بود.  گاهی پسری  دوست دختر تازه آشنایش را فقط می توانست در تاریکخانه سینمایی ملاقات کند و کامگاری ستاره های فلم بذر امید را به دل های محرومیت کشیده شان می افگند. بی سوادترین آدم ها نام ستارگان و فلم ها را می شناختند و با زبان اردو آشنا بودند. موفقیت بعضی از فلم ها چنان چشمگیر بود که در بازار سیاه تکت ها دو چند و سه چند قیمت اصلی به فروش می رسید. در کشوری که فرصت گلگشت و سیر و صفا کم بود، سینما به عنوان عمده ترین سرگرمی تفریحی به حساب می رفت. صرف یک خوراک کباب لذیذ با رفقا و عازم سینما شدن از جمله عیاشی های کمیاب می رفت.

در کابل اکثر سینماها شان و شوکت گذشته شان را از یاد برده اند. سینما رفتن دبدبه قدیمی اش را از دست داده است. مشتریان سینماها را اکثرا گروه جوانان بیکار و بی روزگار تشکیل می دهد. گاهگاه در جریان فلم، تبصره های دور از اخلاق رایج قدیمی به آواز بلند مد روز شده است. فامیل ها دیگر دسته جمعی به سینما نمی روند. در خیل سینماروها به مشکل می توان زن و یا دختری را دید. اما هنوز هم بالیوود مد روز تمام کشور است و خرد و بزرگ را وسوسه می کند.

گفته می شود که تعداد قابل توجهی از هنرپیشه ها و تولید کنندگان، و حتی فلمنامه نویس های مشهور سینمای هند، افغانی الاصل بوده اند. کسانی همچون اکبر خان، فیروز خان، عامرخان، فردین خان، عمران خان، سنجی خان، فیروز خان، شاهرخ  خان، زید خان، دلیپ کمار، سلمان خان، ارباز خان، سهیل خان و حشمت خان.

عکس های  شاهرخ خان و آیشواریا رای  و دیگر ستارگان مشهور هندی بر دیوار رستوران ها، سلمانی ها، اطاق های انتظار، دکان ها و منازل مردم آویزان است؛ و آهنگ های هندی از هر سویی به گوش می رسد. رادیوها به کثرت چنین آهنگ ها را پخش می کنند. از روزی که پخش دیودی و سی دی عام شده است، تمام آهنگ های تازه و قدیمی هندی با بهای نسبتا کم در دسترس همگان قرار گرفته است. غریب و گدا تا توانمند و دانشمند، مانند افسون زدگانی از زیبایی بی مثال آیشورایا رای و از هنرنمایی های استادانه شاهرخ خان حرف می زنند. این تهاجم فرهنگی با ملایمت خاصی دل ها را تسخیر کرده است. ذوق مردم را به نوعی شکل داده است که در نزد بعضی ها این علاقه مندی به شکل اعتیاد تبدیل گردیده است. همه آرزوی دیدن بازیگران فلم را چون خیال عزیزی در سر می پرورند. بعضی ها در جستجوی عوالم سینمایی شوق سفر به هند را دارند. در ذهن ها فاصله بین واقعیت های اجتماعی و دنیای سراسر خواب سینمایی گسسته است. بعضی از خبرنگاران هندی از این که حتی بعضی از سیاستمداران افغان چند آهنگ هندی را از یاد دارند و به یاری فلم های هندی به اردو صحبت کرده می توانند، دچار تعجب می شوند. نمی شود قیاس کرد که این تاثیر عمیق فرهنگی تا چه حدی در تصمیم های سیاسی کمک خواهد کرد. حتی گروهی از جنگسالاران به این اعتراف دارند که دیدن یک فلم هندی بعد از یک درگیری سخت جنگی باعث استراحت و راحتی خاطر شان می شد!

نبود یک سینمای مستقل و برابر با معیارهای جهانی، عدم موجودیت ستاره های زن و مرد در افغانستان علاقمندی شهروندان افغان را به سینمای هند زیادتر کرده است. فلم های هندی مثل سیاحت دلگشایی تماشاچیانش را از مشکلات روزمره شان برای لحظات پایداری دور می سازد. یک فلم هندی علاوه بر بازگویی یک قصه، هم صحنه کنسرتی است با آوازهای رنگین، صحنه رقصی است با پارچه های دلکش، و یا نمایشنامه ای پر از جهش های غیر مترقبه. مجموع این نمایش ها با رنگین ترین صحنه ها و مناظر بیننده معمولی را در عوالمی دور از دسترس می برد که در آنجا هیچ نوع خواب و خیالی ممنوع نیست. او رنج های روزمره اش را از یاد می برد. بیرون از ساحه تنگ زندگی خود افق های روشن تری را می بیند. گاهی  هم به فردایی هر چند قلابی اما بهتری، امیدوار می گردد. راز اصلی بدبختی هایش را نمی داند و در این دنیای دور از واقعیت ها، تنفسگاهی برای خود می سازد. دستگاه های تازه بنیاد تلویزیون های افغانستان، با آگاهی ازین مسایل، با نشر و پخش سریال های کم مایه هندی، توانسته اند که تعداد عظیمی از تماشاچیان را به خود جلب کنند.

دیپلمات‌های آمریکایی می‌گویند: "ما متوجه‌ایم که فیلم‌های بالیوودی در افغانستان طرفداران بسیاری دارد، لذا می‌توان از هنرپیشگان نامی و مشتاق هند درخواست کرد تا به افغانستان سفر کرده و در سوق دادن توجهات به سمت مسایل اجتماعیِ آنجا کمک کنند".

سینمای تفریحی هند در افغانستان با ضدیت گروه های محافظه کار بر خورده است که در صدد آن هستند تا سانسور وطنی را بر بعضی از صحنه های فلم های سینمایی و تلویزیونی هندی تحمیل کرده، با مستطیلی مغشوش، عورت نیمه عریان زیبا رویان هندی را از صدمه نگاه برهنه و پر تمنای جوانان و مردان در امان سازند. اما معلوم نیست که تا چه اندازه ای می توان با ممنوعیت ها جلو وسوسه های طبیعی را گرفت و مانع علاقمندی روز افزون بینندگان شد.

یادداشت: آلبوم عکس «بازار فلم های هندی در افغانستان» را اینجا تماشا کنید.

نویسنده: همایون کریمپور
ویراستار: عاصف حسینی